هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
20
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
را نيز آتش زدند . ابو سفيان پنداشت با اين كار خود را از زير بار سوگندش آزاد ساخته است ، از اينرو ترسان از اينكه مبادا پيامبر و يارانش به او كه هنوز در نزديكى مدينه بود هجوم آورند بسوى مكه بازگشتند . ( 1 ) چون خبر تجاوز ابو سفيان به پيامبر ( ص ) رسيد به همراه گروهى از مسلمانان در تعقيب او برآمد تا به محلى بنام قرقرة الكدر رسيدند ، ابو سفيان و همراهانش از ترس آنكه پيامبر و يارانش به آنان برسند در گريز جديّت بخرج دادند ، و مسلمانان در راهشان هر چه از بازماندههاى گروه ابو سفيان از غذا و چيزهاى ديگر مىيافتند بر مىداشتند . چون پيامبر ديد آن گروه بطور جدى در گريزند به همراه يارانش به مدينه بازگشت . فرار ابو سفيان باعث خوارى و ننگ او گرديد ، درحالىكه گمان مىكرد هجومش مرتبهء او را بالا مىبرد و بخشى از موقعيت قريش را به آنان بازمىگرداند . بخاطر غذايى كه قريش براى سبك كردن بار خود و آسان شدن فرار در راه انداختند ، همچنانكه نويسندگان سيره پيامبر ( ص ) به آن تصريح كردهاند ، اين غزوه بنام غزوهء سويق ناميده شد . ( 2 ) غزوهء غطفان خبر پيروزيهاى محمد و يارانش در ميان عرب تكرار شد و در دلهاى قبايل عرب وحشت آفريد ، بويژه آنان كه در نزديكى مدينه مىزيستند . آنان ديده بودند محمد و اصحابش كه ديروز با شمار اندكى به مدينه وارد شده و در آنجا پناهگاهى مىجستند كه ايشان را در برابر تجاوزات قريش و همسايگان عرب و يهودشان پشتيبانى كند ، امروز نيروئى گشتهاند كه رو در روى قريش مىايستند ، يهود مدينه - بنى قينقاع - را از خانههاشان تبعيد مىكنند ، گروههائى گسيل مىدارند كه راهها و مسيرهائى را كه به شام مىروند تهديد مىكنند ، مىكشند و اسير مىگيرند ، راه بر كاروانهاى قريش و ديگر اعراب مىگيرند و تجارت ايشان را با خطر روبرو مىكنند .